؟!
صبحدم ژاله ی پاک بر رخ غنچه نشست!
نوری از چشمه ی الطاف خدا
همه جا جاری شد!
غنچه خندان شد و باغ٬ باز هم زیبا شد!
******
ژاله صبحدم انگار قطره اشکی است که از چشم خدا٬
وقت دیدار گل و سبزه و باغ٬
از سر شوق چکیده است!
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم فروردین 1388ساعت 23:53  توسط سایه
|
