هنوز دلهای بی پناهمان زمستانی است
و آسمان چشمهایمان هنوز بارانی است!
چقدر انتظار کشیدیم!
چقدر انتظار کشیدیم تا شبهای سیاه و سرد جای خود را به روزهای روشن دادند و
چه غمبار و طولانی بود روزهای سردی که در یک چشم به هم زدن به شب منتهی می شد!
***
کنار پنجره ای که به سمت آبی آسمان گشوده می شود٬
در انتظار طلوع بهار ٬
عبور کاروان ثانیه ها را به تماشا نشسته ایم
و
هنوز دلهای بی پناهمان زمستانی است!