مارا فروختند به بهانه ی بهایی که نستاندند!!!
و چه بی بها بود بهایی که به ما میدادند٬
آن روزها که گذشت!
همه هر چه بود دوستی و صفا و صمیمیت بود آن روزها!!
همه همدل و دلسوز٬
همه دوستان یکرنگ!
زندگی بازی نیرنگ و ریاست!
زندگی مثل سیاست ٬سیاهست سیاه!
آدمها خیلی فرومایه تر از....
گاهی می اندیشم که چقدر تا انسانیت راه است؟!
من ساده و صادقانه با همه دست دوستی داده ام!
غافل از خنجری پنهان که در دست دیگر دارند!!
من هرگز نیرنگ فریبکاران دوست نما را باور نداشته ام!
و عشق ورزیده ام ٬
به عشق دروغ دوستان !!
دوستان آن روزهایی که گذشت!!!
دوستانی که اگر امروز بامن دشمنی نکنند ٬
خیلی لطف کرده اند!
و باید ممنونشان باشم!
و صد البته بنا بر آنچه رسم روزگار سفله پرور است٬
روزگاری دیگر باز هم دوستان من خواهند بود!!
امانه بدان منوال!!
خیلی درد آوراست!!
وقتی به چشم خود میبینی که با از دست دادن یک موقعیت
تنهای تنها مانده ای!
این روزها عشق را هم باور ندارم!!!
خدا کند که بر خلاف همیشه آنچه را احساس میکنم ٬
اشتباه باشد!!!!
خدا کند اشتباه باشد!
خدا کند اشتباه باشد!
از اون روزها فقط چند تا دوست برام مونده٬کمتر از تعداد انگشتهای یک دست!!!
آره دوست من شما رو میگم شما که نوشته های منو میخونی و هیچوقت
نظرتون رو برام نمینویسین!!